
سلام
باتشکر ویژه از پرنیان که من رو به بازی دعوت کرد
من هم از
پرنیان - فرزاد-علی- اهالی سرزمین آبهای همیشه آبی - ترنم- رهگذر -اعضای گروه عشق. ایدا ...
وتمام کسانی که به اینجا سر می زنند
دعوت میکنم این جمله رو ادامه بدن:
((اگر یک تکه ابر داشتم...))
حتمآ همراهی کنید
پ ن : اگر من یک تکه ابر داشتم :
بر روی آن می نشستم و با وزش بادها سفر میکردم
و شرابه های بی دریغ باران را بر دشت های تشنه می باریدم
تا مردمان به پاسداشت آن نماز شکر به جا آورند
و دیگر به جانب شهر سرد و مردمان ریاکار آن بر نمی گشتم.
تا پاکی آسمان در رگ های من ادامه یابد
((باد ها ابر عبر آمیز را
ابر باران های حاصلخیز را..))
پ ن۲:
آن روز با تو بودم
امروز بی توام
آن روز که با تو بودم
بی تو بودم
امروز که بی توام با توام