تبليغاتX
برای شما که عشقتان زندگیست

شرح خبر خواندنی بود: فردا قرارست باران...
لبها به شادی شکفتند: اندوه دارد به پایان...

- فردا که باران بیاید...
- فردا که باران بیاید...
در چشم ها موج می زد یک اشتیاق پریشان

اما یکی هم نپرسید: فردا که باران بیاید
تکلیف گنجشکها چیست؟ گنجشکهای خیابان

آنها که اهل جنوب این آسمانند و فردا
فردا که بی سرپناهند در زیر شلاق توفان

یخ می زند در گلوشان آوازهای جنوبی
دیگر تماشا ندارد این قطره های درخشان

فردا که هرکس چراغی... چتری به همراه دارد
گنجشکها بی نصیبند بر شاخه های درختان

فردا که سرمای جانسوز در کوچه ها پرسه می زد
فردا و فردا و فردا... فردای سرد زمستان

*
گنجشک حرفش همینست! وقتی که سقفی نباشد
لطفی ندارد بدانی فردا قرارست باران...

در قاب دیوارهاتان باران قشنگ است اما
گنجشکها سردشان است، کاش ای شمالی نشینان..!

*******

هزاران دهقان برای باریدن باران دعا میکردند

اما خدا با آن کودکی بود

که کفش های پاره داشت

*****

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 16:21 توسط هومن |

شادی هایم

به اندازه ی موهایت کوتاه است

آرزوهایم

به اندازه ی شادی هایت بی نهایت

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 10:33 توسط هومن |