تبليغاتX
برای شما که عشقتان زندگیست

امروز هم می گویی

مواظب خودت باش

و من خوشحالم

 که هنوز بزرگ نشده ام

**************************

فرا رسیدن اول مهر روتبریک میگم

امیدوارم تمام دانشجویان و دانش آموزان سال پر باری داشته باشند

شاد باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 12:55 توسط هومن |

*****************************************

 

قيصر یه مرد که بعضی چيزا تو کله ش نميره
اون نمی تونه مثل پهلوونا نامرديا رو ببينه و فقط دلش و به شاهنومه خوش کنه !
شرط می بندم سوات خوندن يه بند از شاهنومه رو هم نداره !
اما رسم پهلوونی رو از اونا بهتر بلته !
می دونه که پهلوون با اون کبريت بی خطری که همه فکر می کنن خيلی فرق داره !
قيصر جواب خون و با خون می ده !
نه با شاخه گل !!!!

+ نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 17:46 توسط هومن |

چه ميهمانان بي دردسري هستند مردگان

نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند

نه به حرفي دلي را آلوده

تنها به شمعي قانعند

و اندکي سکوت

                          **************************************************************************

خسته ام خسته

هر روز محکوم به مرگ.خسته ام از اين کودکان بزرگ نما .

خسته ام

خسته تر از اوني که فکرشو کني!!

موقع راه رفتن صداي کشيده شدن پاهامو روي زمين مي شنوم .ديگه به غرغراشون عادت کردم . ميگن نمي خوايم بيايم . مگه زوره؟


ولي من مردم . ديگه صداي هيچ دروغي رو نمي شنوم.

این همه دلتنگی را کاغذ های دنیا کمست
باید دنیایی دیگر را به سفر دریابم
باید دنیای دیگر را دریابم....

من می خواهم برگردم

میخواهم به کودکی ام برگردم...

+ نوشته شده در شنبه 25 شهریور1385ساعت 20:0 توسط هومن |

براي رسيدن به چيزي كه تا حالا بهش نرسيدي بايــــــــــــــــــــــــد كسي بشي كه تا حالا نبودي

+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 9:46 توسط هومن |

سلام سلام صد تا سلام

عیدتون مبارک

جمعه روز موعود روز انتظار

خبرش رادادن ازهزارسال پیش گویند که می آید

پرده از چهره می گشاید

همه مشتاق. همه عاشق. همه گریان

ذکرگویان باچشمی گریان ولی بادلی خندان

هردل حاجتی دارد هر چشم نوری می خواهد

بازهم جمعه می گذرد. بازازنو.

اول هفته. دعای عهد دعای توسل

نزدیک به آخرهفته. بازهم انتظاربرای یک مولا

چشم ها گریان. دلها لرزان. قامت خمیده پاها ناتوان

ازکدام جاده می آیی ازکدام در می آی

کدام جمعه است که نوید آمدنش را میدهند

ای آخرین که نامت برزبان اولین بود

ای توی که خداتمام زمین وآسمان را برای تونگه می دارد

کی می آی. کی می آی. کی می آی... .

 

فردا اگه مهدی بیاد                                                         

دردها رو درمون می کنه                                      

آسمون شهرمون رو

ستاره بارون می کنه.

  آقا جون تولدت مبارک

        

+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 11:21 توسط هومن |

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

  

این نه آواز است ، نفرین است .::. آواره ای آواز او چون نوحه یا چون ناله ای از گور .::. گوری ازین عهد سیه دل دور .::. اینجاست .::. تو چون شناسی ، این .::. روح سیه پوش قبیله ماست .::. با طور و طومار غم قومش .::. در سازها چون رازها پنهان .::. در آتش آوازها پیداست .::. این روح مجروح قبیله ماست .::. از قتل عام هولناک قرنها جسته .::. آزرده و خسته .::. دیریست در این کنج حسرت مامنی جسته .::.گاهی که بیند زخمه ای دمساز و باشد پنجه ای همدرد .::. خواند رثای عهد و آیین عزیزش را .::. غمگین و آهسته :.

(م.امید)

+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 9:53 توسط هومن |

این تصویر متعلق است به جنی زنده در امارات که خانه ی مرد رو به این روز انداخته

به گفته ی صاحب خانه اجنه مزاحمش میشوند و در آخر هم که....

دوستان برای دیدن جن روی در و رودی اتاق ۲۰ تا ۳۰ ثانیه خیره شوید

می بینید بعضی ها چه جوری ملت رو میذارن سر کار

تو این یه دقیقه میشد هزار تا کار انجام داد!!!!!!!!!!!!!!

درسته جن وجود داره و نمی شه انکارش کرد ولی اینجوری؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 14:7 توسط هومن |

 

 

این اینترانت ها فقط سایت خودشون رو باز میکنه

آدرس سايت

Username

Password

تلفن شبکه

www.isna-ir.com

news

news

66480437

www.radinnet.com

radinnet

radinnet

88289046

www.dana.ir

dana

dana

88808406

www.irna.com

irna

irna

88890000

www.tct.ir

quest

quest

9712011

www.tejarat-bank.com

tejarat

tejarat

88893636

www.isiri.org

quest

quets

88896386

www.roshd.ac.ir

roshdir

roshdir

77512211

www.sobh.org

sobh

sobh

66422889


+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 9:49 توسط هومن |

پیش از مرگ

دوباره خواب دیدم

 دریا پر از قایق است و

قایق ها پر از بنفشه

باغبانی پیش از مرگ آرزوهایش را

به جای آنکه بکارد

به دریا می سپارد

*******************

جمعه حرف تازه ای برام نداشت .هرچی بود خیلی پیشتر از اینا گفته بود .

 

+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:21 توسط هومن |

شعبان جعفری بی شک یکی از نامهای جنجالی تاریخ معاصر ایران و از بازیگران اصلی کودتای ۲۸ مرداد بود. وی زورخانه دار و باستانی کار ايرانی بود که بيشتر به خاطر حضورش در حرکات سياسی به خصوص در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ شهرت داشت. وی که در میان دشمنان و مخالفانش معروف به شعبان بی‌مخ بود، از پهلوانان بنامِ تهران قدیم بود.

شعبان جعفری که خود را از "مریدان آیت الله کاشانی" و "دوستداران محمد رضا شاه پهلوی" میدانست، در درگیریهای قدرت در آنزمان طرف شاه و آیت الله کاشانی را در مقابل دکتر مصدق و حزب توده که از دکتر مصدق حمایت میکرد گرفت.

در پی کودتای ۲۸ مرداد، وی به همراه دوستان و نوچه هایش نقشی بزرگ در پیروزی خیابانی طرفداران شاه و ارتش در مقابل کمونیستها و طرفداران دکتر مصدق بازی کرد.

اما در این میان برخی وی را متهم میکنند که در کودتای ۲۸ مرداد از دولتهای انگلیس و آمریکا برای سرنگونی دولت محمد مصدق پول گرفته است.

در همین حال شعبان جعفری خود را از مریدان آیت الله کاشانی و از حامیان و اعضای گروه فدائیان اسلام می دانست که البته پیرامون هر دو ادعای بالا، بحث و جدلهای تاریخی فراوان است.

خود شعبان جعفری مدعی بود که در روز ۲۸ مرداد سال ۳۲، وی تا حدود ظهر در زندان شهربانی بوده و بنابراین نمی توانسته نقشی اساسی در به ثمر رسیدن کودتای ۲۸ مرداد بازی کرده باشد. در این زمینه بحث و جدلهای تاریخی فراوان است.

باشگاه جعفری

باشگاه جعفری را شاید بتوان معروفترین باشگاه ورزشی ایران در پیش از انقلاب اسلامی نامید.

در زمان سلطنت محمد رضا شاه پهلوی، باشگاه جعفری یکی از جنبه های توریستی شهر تهران بود و بسیاری از مهمانان دولت و گردشگران خارجی برای تماشای ورزش های زورخانه ای به تماشای باشگاه جعفری می آمدند.

گفتنی است که پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، باشگاه وی به تصرف جمهوری اسلامی در آمد و مصادره شد.

انقلاب و تبعید

وی که علاقه اش به محمدرضا پهلوی و "شاه دوستی" اش بر کسی پوشیده نیست، بعد از انقلاب ایران، نامش در لیست افرادی بود که تحت تعقیب کمیته ضربت انقلاب اسلامی قرار داشتند.ری  در نتیجه وی نیز ایران را همانند بسیاری از حامیان محمدرضا پهلوی ترک گفت و زندگی در تبعید را ابتدا در اسرائیل و سپس آلمان و نهایتا در شهر لوس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا آغاز کرد.

گفتنی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بارها دولتمردان وقت، وی را به دست داشتن در ناآرامیهای شهرهای مختلف ایران متهم میکردند.

وفات

شعبان جعفری در سن هشتاد و پنج سالگی و در روز ۲۸ مرداد، ۱۳۸۵ - سالگرد کودتا و یا قیام ۲۸ مرداد - در شهر لوس آنجلس درگذشت.

کتاب خاطرات

کتاب خاطرات شعبان جعفری که منبع دست اولی برای شناخت وی است، چندین سال پیش به کوشش خانم هما سرشار ابتدا در خارج از ایران و بعد با سانسور در ایران انتشار یافت که تا مدتها از پرفروشترین آثار منتشره در ایران بوده و هست.

نکاتی از زندگی وی

  • شعبان جعفری اعتقادات شديد مذهبی داشت و آن طور که اطرافيانش می گويند نماز و روزه اش تا آخرين سال حيات هم قطع نشد.
  • شعبان جعفری متولد محله درخونگاه در منطقه سنگلج در قلب شهر تهران بود، محله ای که آيت الله محمد طباطبائی (از سران مشروطيت)، آيت الله شريعت سنگلجی (از استادان به نام و نوانديش فقهی) و رضا شاه پهلوی (تا قبل از کودتای سوم اسفند) در آن محله میزیستند.
  • وی تا قبل از کودتای ۲۸ مرداد که منجر به سقوط دولت دکتر محمد مصدق شد به "شعبان بی مخ" و يا "شعبان درخونگاه" شهرت داشت. اما پس از پیروزی کودتا و بازگشت شاه به ایران، شعبان نام فامیل "تاج بخش" را برای خود برگزید، اما آنگونه که گفته می شود با تذکرات بعدی به نام فاميل سابق خود اکتفا کرد.
  • آخرين کار زندگی او، حاضر شدن در مقابل دوربين سهراب اخوان فيلمساز ايرانی بود که می خواست فيلمی از زندگی شعبان بسازد. فيلمی که نام آن را "خط آخر" داده بود.

در پایان به عزیزان علاقه مند توصیه می کنم کتاب شعبان جعفری نوشته ی هما سرشار رو مطالعه کنید کتاب بسیار جالبی است

من که خیلی به دلم نشست و کتاب ۵۰۰صفحهای رو تو دو روز خوندم

در ضمن اینجانب نه موافق شخصیت مذکور هستم نه مخالف تمامی کارهایش چون کارهای مثبت هم داشته است

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 16:24 توسط هومن |

سلام

حلول ماه شعبان مبارک باد

شعبان  است و باز هم نوبت دل آمده دلی که روز ها را در جفای دنیا در غربت و تاریکی می ماند و شب ها آن هگام که روشنایی مادی از بین می رود چراغ مهربانی را روشن میکند و کتاب عشق را از بر میخواند انشب چه میخوانی ای دل از که میخوانی ؟چه همراهی بهتر از حافظ که شعرش را با عشق آغاز می کند: سحر بلبل حکایت با صبا کرد       که عشق روی گل با ما چه ها کرد

وبابا طاهر میگوید:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد         که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز پولاد        زنم  بر  دیده  تا  دل  گردد  آزاد

آه و فریادم بر امد از دل اما دیده را در این میان گناهی نیست که رخ یار را با دیده ام ندیده ام اگر یادی از عشقم می کنم دیده را بی دلیل میبینم و اگر خنجری از پولاد بسازم بر دیده نخواهم زد بر دل خواهم زد تا بشکافد و با آتش عشقش جهان را بسوزاند  .جهان خالی از پاکی را

ای گل زیبا به روی ندیده ات قسم  چشمان عاشقان این این غلامان حلقه به گوش در پی واژه ای میگردند تا اسمت را صدا زنند اما چه کم اند واژه ها و چه بی معناست هر واژه ی پر معنایی در برابر معنای وجودت . از مهربانی (میم)را میچینم از هدایت(ه)را از دادگری(دال)را واز یوسف گم گشته (ی)را

وصدا می زنم:((کجاست آن یوسف گم گشته ی مهربانی که چراغ هدایت به دست در زمین دادگری میکند؟کجاست مهدی؟

مهدی جان سحر گاهان در نیایشم با مبعود عالم وبه باد صبا می گوییم که عشق روی ندیده ات با من چه ها کردبه قاصدک رویا ها یم می گویم خبر اشتیاقم را به تو برساند به پای کبوتر نامه ی انتظار می بندم و شب هنگام به تعداد ستارگان آسمان قطره قطره اشک میریزمکه در هر قطره ای شوق و انتظارم با دریایی از سخن ناگفته نهان است قطره ها را به باد صبا و قاصدکم میسپام شاید که در جوابم بگویی:

((عصر پنج شنبه را در انتظارم باشید که جمعه میهمانتان هستم))

شاید این جمعه بیاید شاید

        پرده از چهره گشاید شاید.....

یا اباصالح المهدی ادرکنی

یا علی

+ نوشته شده در دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 16:23 توسط هومن |